تبليغاتX
نمای آخر 25 فریم
مطالب علمی تلویزیون و نقد تلویزیونی و برنامه ها و تله فیلم ها و بازیگران ایران

 

 

 

(سلام به دوستان خوبم . برای دادن نظرات خوبتون تو این قالب بخش نظرات به بالای مطلب انتقال پیدا کرده. از نظراتتون بی نهایت سپاسگزارم)

 

دو سریال دیگری که در ایام نوروز به ترتیب از شبکه  اول و سوم سیما پخش شدند دوسریال پیامک از دیار باقی  ساخته سیروس مقدم و مرد هزار چهره به کارگردانی مهران مدیری بود. پیامک از دیار باقی به سیاق ساخته های اخیر سیروس مقدم بازهم تمی  ماورایی داشت. داستان پیامک از دیار باقی به داستان مردی می پرداخت که به سمت کلاهبرداری رفته و سر تمام مشتریان خود را در ساختمان کلاه گذاشته است. این کلاه گذاشتن به دایره خانواده هم کشیده شده و او سر همسر خود را نیز کلاه گذاشته و پس از سالیان متمادی زندگی در کنار او به او خیانت کرده و زن جوانی را نیز به عقد خود در آورده است ، در ادامه برای رهایی از دست طلبکاران نقشه ای می کشد و این سر آغاز داستان است.سیروس مقدم از جمله کارگردانانی است که امضایش به لحاظ ساختاری پای اثرش هست و بیننده پس از دیدن 3 -4 اثر از سیروس مقدم به راحتی می تواند کارهای او را از سایر کارگردانان تشخیص دهد که این امر به یک شاخصه برای وی تبدیل شده است که متاسفانه بسیاری از کارگردانانی که در تلویزیون کار می کنند فاقد آن هستند. استفاده از دوربین روی دست و حرکتهای سیال دوربین ، رنگمایه تیره ، نورپردازی موضعی و بزرگنمایی در برخی نماها از شاخصه های کارهای سیروس مقدم محسوب می شوند که شاید در کارهای اول او بی محابا مورد استفاده قرار می گرفت اما در دو کار آخر او اغماء و پیامک از دیار باقی و حتی در تله فیلم آخر او  از این شاخصه ها به درستی و به جا استفاده گردیده است. به لحاظ داستانی ، داستان سریال جدید بود و قابل پرداخت اما متاسفانه در بازی پرداخت درستی صورت نگرفته بود زیرا تمام بازیگران به نحوی خود را تکرار کرده بودند و تنها بازیهای افسانه بایگان و رضا شفیعی جم از سایر بازیگران متمایز و قابل تقدیر بود. حامد کمیلی در نقش حامد متاسفانه به دلیل پرداخت نادرست شخصیت به نحوی تکرار کارهای پیشین او بود. حامد کمیلی به لحاظ بازیگری یکی از نیروهای بالقوه بازیگری است که اگر به صورت صحیح از سوی کارگردانی که به هدایت بازیگر اشراف کامل داشته باشد  هدایت شود مطمئنن بهترین بازی خود را ارائه خواهد داد اما در از او به درستی در کارها استفاده نمی شود و تقریبا پای ثابت کارهای سیروس مقدم شده است . حال در نظر بگیرید بهترین بازی حامد کمیلی را در سریال به دنیا بگویید بایستد به کارگدانی محمرضاآهنج که آنقدر هدایت بازیگران خوب بود که به نظر من بهترین بازی کمیلی را در آن سریال می توان یافت. افسانه بایگان با یک بازی مقتدرانه و متفاوت بات کارهای گذشته خود به سیما بازگشت و یکی از نقاط قوت سریال بازی شایان ذکر او بود. اما بازی سروش گودرزی  پس از بازگشت به تلویزیون متاسفانه اصلا قابل بحث نبود و گودرزی برای به دست آوردن جایگاه پیشین خود تلاش بسیاری انجام دهد. از دیگر نقاط ضعف سریال بازی حمید لولایی در نقش دایی بود . حمید لولایی مدتیست در تمام کارهایش تیپ مورد اقبال چند سال گذشته خود را در  سریال زندگی به شرط خنده به کارگردانی مهدی مظلومی را تکرار می نماید و اگر ظاهرش شبیه آن تیپ نباشد عملکردش بی شباهت به آن کارنیست. سریال پیامک از دیار باقی با بهره گیری از بازیگران شاخص آن میزان که شایسته بازیگرانش بود مورد اقبال قرار نگرفت و این از عدم پرداخت صحیح فیلمنامه(تصویرنامه) سریال بود.

 

 

سریال دیگر مرد هزار چهره به کارگردانی  مرد اول ساخت سریالهای طنز یعنی مهران مدیری بود. مهران مدیری با ساخت مرد هزار چهره برای چندمین بار ثابت کرد که هنوزهم خبره ترین کارگردان طنز تلویزیونی در ایران است . نویسنده این سریال تیم پیمان قاسم خانی بود که او هم ثابت کرده است که در نوشتن کارهای طنز موفق ترین چهره است. داستان سریال در مورد فردی به اسم مسعود شصت چی  کارمند دون پایه ثبت احوال بود که به اجبار پدر دختری که به او علاقمند است خود را به عنوان پسر او یعنی سپهر جندقی جا بزند و به این ترتیب جایزه او را از بانک دریافت نماید و این آغاز ماجرایی است که هر بار مسعود شصت چی از جای جدیدی سر در بیاورد و ماجراهایی را بیافریند. نقطه قوت این سریال بی شک حضور خود مهران مدیری در نقش مسعود شصت چی  است. در نظر بگیرید بازیگر دیگری را در این نقش بسیار متکی بر بازیگر ، مطمئنن هیچ بازیگری این قدرت را نداشت که این نقش عظیم را بازی کند و بتواند بیننده را با خود همراه سازد. مهران مدیری با انتخاب بازیگرانش به خوبی نشان داده که توانایی بازیگران را به خوبی می شناسد و می تواند به بهترین نحو ممکن از آنان بهره مند شود. بازیهای جذاب بسیاری را در این سریال شاهد بودیم . یکی از نقاط  قوت سریال بازی جذاب بهاره رهنما بود. بهاره رهنما نشان داده که در نقشهایی که به او به عنوان بازیگر سپرده می شود می تواند بهترین بازی خود را با شاخصه های مربوط به نقش بیافریند و این هنر بازیگر است که نقشهایش را بتواند در عین شباهت متفاوت به اجرا در آورد. یکی از شاخصه های کارهای مهران مدیری استفاده از تکیه کلامهای  خاص است که به راحتی در میان جامعه باب می شود. این امر باعث می شود تا مدتهای طولانی سریال یا برنامه ای که چنین سیاسیتی را در پیش می گیرند  در بین اذهان جامعه باقی بمانند. یکی از نقاط جذاب سریال مرد هزار چهره رفتن به میان شغلهایی بود که برای مردم از ویژگیهای خاصی برخوردارند و به نحوی شغلهای حساس جامعه اند و دور خود پیله ای پیچیده اند که مردم از دور به آنها می نگرند و بسیار علاقمندند تا به آنها به طریقی نزدیک شوند. حال مهران مدیری در یک سریال ویژه نوروز بیننده را دعوت می کند تا به میان این قشرها برود و با آنان به نحوی دلچسب شوخی می کند و با یک ذره بین بسیار دقیق لایه های زیرین آنان را به بیننده نمایش می دهد و ایراداتشان  را هم به آنان نشان می دهد.  این جرات مندی در کنار پرداختی صحیح این امکان را به سریال مرد هزار چهره می دهد که هم به لایه های پنهان شغلهایی چون پزشکی و نیروی انتظامی و شاعران و نویسندگان و حتی  پدرخوانده ها برود  هر چه می خواهد بگوید اما چون لفاف طنز را به کار برده آنچنان به چشم نیاید اما بیننده پس از دیدن به فکر فرو رود و حرفهای پنهانی مهران مدیری را درک نماید. به هر سو اگر بخواهیم از یمان این دو سریال که بیننگان بسیاری را جذب نموده بودند یکی را بر دیگری ارجح بدانیم سریال مردهزار چهره به مراتب در رتبه بالاتری قرار می گیرد و نشان می دهد مردم ما نیازمند دیدن کارهای طنزند و این نیاز در همه ماهای سال به چشم میخورد اما به نظر می رسد سیاستهای سازمان مدتی است به سمت ساخت ملودرامهای آبکی و بعضا سریالهای ماورائی  رفته است و این در حالیست که صاحبنظران امر رسانه کارهای طنز را سوپاپ اطمینان جامعه می دانند.

 

 

                                                                  س  ـ  خ 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 15:15  توسط سوره خوشیاران - ابوذر باقرسلیمی  |