
همونطور که قول داده بودم دو پستمونو به نقد سریالهای نوروز اختصاص بدیم که این پست به نقد سریال نشانی ساخته رامبد جوان و قرارگاه مسکونی ساخته سید جواد رضویان می پردازم. در ایام نوروز به دلیل ساعات پخش سریالهای مختلف و تداخل این ساعات با دید و بازدیدهای خانواده ها باعث میشه برخی از سریالها مورد بی مهری واقع شده و کمتر به آنها توجه می شود یکی از این سریالها نشانی بود که با اینکه دارای داستان جذاب و تا میزانی بکر بود ولیکن به دلیل همان ساعت پخش نامساعد نادیده گرفته شد.
داستان سریال نشانی بر مبنای شعری از سهراب سپهری – خانه دوست کجاست – شکل گرفته بود. داستان دختری به نام لیلا که در کودکی تمام خانواده خود را بر اثر یک حادثه از دست داده و عمه او بنام مه لقاء سرپرستی او را برعهده گرفته بود . لیلا به دلیل پرورش پیدا کردن در کشورهای خارجی خصوصا دبی فاصله بسیاری با فرهنگ و زبان ایرانی پیدا کرده است و عمه مه لقا با اینکه تلاش بسیاری در جهت آشتی لیلا با اصالت خود دارد اما هربار نتیجه کمتری می گیرد. لیلا میرعامل شرکت عمه خود است و شرکت در آستانه ورشکستگی قرار دارد که عمه مه لقا نقشه گنجی در خانه ای قدیمی در ایران را به لیلا می دهد تا اگر توانست آنرا پیدا کند همه گنج مال او باشد و خود را از وضعیت بغرنجی که در ان قرار گرفته نجات دهد. ایران با دوست قدیمی خود که یک پزشک ایرانی است راهی ایران می شود و توسط برادر و پدر دوستش وارد خانه ای که عمه نشانی اش را داده است می شود و این آغاز ماجراهای بسیار برای لیلا و آشنایی او با فرهنگ ایرانی است. فیلمنامه نشانی را فلورا سام نوشته است که تا به حال سریال موفقی چون همسایگان و چند تله فیلم را شاهد بوده ایم. فیلمنامه این مجموعه بسیار سر راست و بی نقص نگاشته شده است . تعدد شخصیت در آن زیاد است اما همه در جای خود قرار دارند و باعث نمی شوند بیننده دچار سردرگمی شوند. داستان با فراز و نشیب درستی بیان می شود و تا پایان داستان اوج دارد و باعث کسالت بیننده نمی شود. شاید تنها موردی که از سوی بینندگان این سریال به عنوان مشکل بیان شد لهجه آتنه فقیه نصیری در نقش لیلا بود که درک آن برای برخی از مخاطبان سخت شده بود که البته این امر مسئله دور از ذهنی نبود به هر حال در یک کار که همه به شیوه معمول حرف می زنند بیان لهجه دار یک شخصیت کمی باعث آزار می شود چون ذهن مخاطب در کل تمایل دارد که همه صحبتها را به یک نوع بشنود و حوصله تطبیق ذهنی را ندارند. اما یکی از نقاط قوت سریال به واقع بازی دلچسب آتنه فقیه نصیری بود که توانسته بود دوباره در اوج ظاهر شود. کارگردانی بدون لکنت رامبد جوان و هماهنگ کردن بازیگران جوان و کهنه کار در کنار هم و در عین حال بهره گیری از بازیگران کمدین در کنار بازیگران جدی بسیار خوب پاسخ داده بود و بازیها همه در یک سطح خوب بودند. بازی آتنه فقیه نصیری در کنار فلورا سام و پروانه معصومی و کوروش تهامی و امیرحسین صدیق و پرویز پورحسینی و برزو ارجمند و سعید پورصمیمی و داوود رشیدی کار بسیار خوبی بود و گاهی باعث شکسته شدن کلیشه های بازیگران گشت مانند اتفاقی که برای کوروش تهامی در این سریال روی داد. در بعد ساختار بصری و طراحی های لباس و صحنه هم سعی شده بود تا در حد امکان به فضای کلی داستان نزدیک باشد که در این امر هم موفق بودند. در کل من بیشترین امتیاز را به سریال نشانی می دهم که به زیباترین وجه ممکن شعری از ادب فارسی را پایه داستان خود قرار داد و توانست آبرومندانه آنرا به ثمر برساند به دور از اینکه دچار شعارزدگی شود.
سریال بعدی که در ایام نوروز پخش گردید سریال قرارگاه مسکونی به کارگردانی سیدجواد رضویان از شبکه 5 سیما بود. این سریال سال پیش به سفارش گروه فیلم و سریال شبکه اول سیما تولید شده بود و لیکن به دلایلی که روشن نشد از پخش آن جلوگیری شد و امسال با ارفاق از شبکه تهران پخش گردید. سریال قرارگاه مسکونی سریالی بود که بر اساس شوخی های کلامی و طنز موقعیت شکل گرفته بود. داستان سریال قرارگاه مسکونی درباره 8 سرباز وظیفه بود که در آخرین روزهای سال و در آستانه سال نو تلاش داشتند تا به خانه های خود باز گشته و در شب عید و روز اول سال نو در کنار خانواده هایشان باشند اما تنها با مرخصی 4 تن از آنها موافقت می شود و 4 تن دیگر باعث می شوند که 4 نفر اول نتوانند از قرارگاه بروند و این آغاز ماجراست. داستان تا انتها به راههای مختلفی که این سربازان در پیش می گیرند تا از قرارگاه فرار کنند می پردازد. اما در داستان ضعف بسیار به چشم می خورد یکی از این ضعفها ادامه پیدا کردن این نقشه ها تا انتهاست به این معنی که داستان شروع و اوج و فرود ندارد و داستان در یک خط مستقیم بیان میشود حتی آمدن خانواده دو تن از سربازان هم به قرارگاه اوجی در داستان ایجاد نمی کند و باز ما شاهد همان فرارها هستیم و این در صورتیست که با ورود خانواده ها باید کمی تب و تاب بچه ها برای فرار کم شده باشد که در داستان چنین چیزی دیده نمی شود. تعدد بازیگر در اینکار هیچ کمکی به پیشبرد داستان نکرده است و این در حالیست که اکثر این بازیگران خود به تنهایی می توانند بار یک کار کمدی را به دوش بکشند. مهران غفوریان، سیدجواد رضویان، سید علی صالحی، علی صادقی، یوسف صیادی، ارژنگ امیرفضلی ،آرش نوروزی شهرام قائدی ، جواد عزتی ، محسن قاضی مرادی و بسیاری دیگر به همراه قاسم زارع و شهره لرستانی و محمود بهرامی و مهران رجبی نتوانسته پاسخ دلچسبی را به کار بدهد و بیننده تنها به دلیل اینکه وافعا نیازمند خنده و انبساط خاطر هستند به همین کم هم رضایت می دهند و راضی هم هستند در حالیکه حق بیننده به مراتب بیش از این کارهاست. یکی دیگر از مشکلات داستان تکیه بر این موضوع بود که داستان در سال 68 می گذرد در حالیکه هیچ المان و نشانه ای که این داستان در آن دوره زمانی روی داده باشد دیده نمی شود و تنها با یک کپشن خالی روی تصویر مکان و زمان نوشته می شود و دیگر هیچ نشانی دیده نمی شود. متاسفانه کارگردانی کار هم آنچنان خوب نیست و گاهی بازیگران به امان خدا رها شده اند و هرکدام کار خود را ارائه می دهند و همه بازیگران در حد کلیشه و تیپ سابق خود مانده اند . تنها امتیاز سریال را تنها می توان شعر تیتراژ آن دانست که کل داستان را به زیبایی بیان می کند . در نهایت داستان قرارگاه مسکونی نه تنها در سطح باقی ماند بلکه بسیاری از بازیگران خود را نیز زیر سوال برد و تنها لحظاتی موفق شد گل لبخند را بر لبهای بینندگان خود بنشاند و این در حالی بود که این سریال با توجه به بازیگرانش قابلیت داشت تا بیننده را به قهقهه های شیرین دعوت کند.
لطفا در آخر حتما به این آدرس برینhttp://www.afarideh.blogfa.com/
س _ خ ![]()