یکی از زیرکی ها و هنرهای برنامه سازان سیما بیان معضلات جامعه در لفافی زیبا و قابل فهم برای عموم است. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم معضلات اجتماعی وجود دارند و نمی توان با نادیده انگاشتن آنها به این نتیجه دست یافت که چون ما نمی بینیم پس وجود ندارند.
مدتی است شبکه اول سیما اقدام به پخش مجموعه تلویزیونی ساعت شنی به کارگردانی بهرام بهرامیان نموده که تا این زمان توانسته مخاطبان بسیاری را به خود جذب کند که از این بابت باید به سازندگان آن تبریک گفت، که توانسته اند با بیان داستانی نو بینندگان بسیاری را پای گیرنده های خود بنشانند.
ساعت شنی به داستان چندین شخصیت به صورت موازی می پردازد که به نحوی سرنوشتان در گرو دیگری است. داستان زندگی زنی به نام ماهرخ گلستان که پزشک زنان و زایمان و نازایی که خود از عدم باروری رنج می برد و این نقیصه ریشه در روان او دارد و دقیقا این گره داستان است که باعث بوجود آمدن مشکلات بسیاری در طول داستان میشود .ولیکن این داستان تنها یک گره ندارد بلکه به موازات این گره ، داستانهای دیگری نیز از خانواده او بیان می شود و به این ترتیب با شخصیتهای دیگری همچون امیرعلی برادر ماهرخ که مسئولیتی در بهزیستی دارد و همیشه در پی رفع مشکلات زنان بی سرپرست است ودیگری عمه ماهرخ که زنی سرد و گرم چشیده و متدین و دست به خیر است وگره اغلب ماجراها به دست او گشوده می شود . خسرو پدر ماهرخ که مسبب بسیاری از مشکلات در زندگی بچه های خود است و مهشید که زنی تنگدست است و سعی بسیار دارد تا خواهران و برادران خود را از دست پدر خود رها کند و در کنار خود نگاهداری کند و به همین دلیل مجبور به پذیرش پیشنهاد اجاره رحم خود برای خانم دکتر میشود تا شخصیت های زنان خیابانی و مشکل دار. نمایش همه اینها در کنار هم جسارت و حمایت می طلبد که الحمد... هم بهرامیان از آن بی بهره نبوده و هم ریاست محترم سازمان صداوسیما جناب آقای مهندس ضرغامی بهترین حامی برای دست اندرکاران چنین کارهایی بوده اند.
ساعت شنی گذشته از بیان داستانی نو ساختار بسیار جذابی نیز برای بیان داستانهای خود در نظر گرفته است. استفاده از جلوه های تصویری و نوری خاص برای بیان داستان هر شخصیت یکی از نقاط قوت سریال به شمار می رود. بیان ماجراهای ماهرخ گلستان با نورپردازیهای سفید تند و با درخشش بسیار زیاد خود حکایت از عدم سلامت روانی ماهرخ و زندگی دوگانه او با شخصیتی فرا ذهنی دارد. این روند نوری برای خانه سرد و بی روح عمه خانم در تضاد شدیدی قرار دارد . این نورپردازیها و جلوه های نوری برای هر شخصیت متفاوت است و نشان می دهد کارگردان پیش از تصویربرداری برای هر کدام از این شخصیت ها فضای بصری خاصی را مدنظر داشته و توانسته در زمان اجرا با بهره گیری از عوامل با تجربه آنچه را می خواسته به تصویر بکشد.
استفاده از قابهای اصلاح شده و تاکید بر روی شخصیت های اصلی و میزانسن های دیدنی مانند ایجاد فضاهایی خلاقانه برای نمایش بهم خوردن تعادل روانی ماهرخ گستان تا نمایش لانگ شات خانه مهشید که دیگر در آن با همسرش زندگی نمی کند و ... همه نشان از حساسیتهای بالای کارگردان کار و دقت وی برای ایجاد فضاهای بکر و درست در ارائه صحیح داستان دارد.
ساخت یک تیتراژ خوب برای کار یکی از نقاط قوت برنامه سازی به شمار میرود که در این سریال به حق به زیبایی به اجرا در آمده است. تیتراژ ابتدایی با رنگاهی قرمز و آبی تند که از راههایی نورانی عبور می کند و گاه از مسیری به مسیر دیگر میرود هم نشان از گمراهی آدمها و سردرگی آنها دارد و هم گاهی بیننده را در خفقان قرار می دهد و باعث ایجاد حسی میشود که به نظر برسد جنینی در رحم مادر دچار مشکل شده است و تیتراژ پایانی حس تعلیق را به خوبی به مخاطب خود القا می نماید که در این روند نباید نقش موسیقی را نادیده گرفت.
یکی دیگر از نقاط برجسته سریال استفاده بسیار مطلوب از بازیگران است که هر کدام در جایگاه خود از اساتید فن محسوب میشوند و به همین دلیل بیننده با بازیهای یکدست و جذاب روبروست و به این ترتیب راحت تر می تواند با داستان و شخصیت های داستان ارتباط برقرار کرده و یک پله فراتر رفته و با شخصیت های داستان همذات پنداری کند . داستان چنان با ظرافت لحظه به لحظه اطلاعاتی که مورد نیاز بیننده است را در اختیار او قرار می دهد که بیننده در عطش دیدن قسمت بعدی باشد و با ندیدن یک قسمت واقعا بخشی از داستان را از دست بدهد و این نقطه عطفی در ارائه داستان است که این سریال را با سریالهایی که اگر چندین قسمت آنرا هم نبینیند باز در آخر کار کلیت کار را خواهید دریافت ، متمایز می سازد.
بازهم بهره گیری از بازیگران زبده تئاتر و تلویزیون در کنار هم کمک شایانی به مطلوب شدن سریال کرده است. بازیهای زیبای آزیتا حاجیان در نقش مردی دوجنسیتی توانسته با مخاطبین به نحو احسنت ارتباط برقرار سازد . گذشته از آنکه حاجیان جزء بهترین بازیگران است اما سختی این نقش و بازی درخشان او توانسته این نقش سنگین را به سلامت به ساحل برساند وگرنه مقداری کم کاری در ارائه این نقش می توانست آنرا تبدیل به بدترین شخصیت داستان نماید. بازیهای خوب بازیگران از طیفهای و سنین مختلف در کنار هم نشان از کارگردانی خوب بهرامیان دارد. زیرا بسیاری از بازیگران بازیگر کارگردانند و خود به تنهایی نمی توانند از عهده نقشی که به آنها سپرده شده برآیند.
بازی دلچسب و زیبای برزو ارجمند در نقش یک معتاد عاشق با گریمی که کلا چهره اش را از ریخت انداخته بسیار جذاب و دیدنی است همینطور بازی زیبای شهره لرستانی که به حق یکی از بهترین بازیگران تئاتر و سینما و تلویزیون محسوب می شود. نمی توان در این مجال اندک به بررسی بسیاری از جنبه های زیبایی شناختی این سریال پرداخت ولیکن در همین مجال باید از بازیهای بازیگرانی همچون رویا نونهالی، نسرین مقانلو،مهراوه شریفی نیا که با سن کم خود به خوبی از پس نقشی بسیار سنگین برآمده و کوروش تهامی و کمند امیرسلیمانی و رویا تیموریان و همچنین بازیگران خردسال مجموعه خصوصا بازی روان کوثر شهبازی در نقش کودکی ماهرخ ، تقدیر کرد که به نحو احسن توانسته اند بار سنگین این سریال عظیم را بدوش بکشند و آنرا دلپذیر ارائه دهند .
یکی دیگر از شا خصه های سریال ساعت شنی بهره مندی کارگردان آن از دانش تلویزیون است که به خوبی با این مدیوم آشنایی دارد. بهره گیری صحیح از نماهای بسته و نماهای غیرمتعادل در لحظات حساس داستان باعث ایجاد حس تعلیق بیشتری می گردد که البته باید از آن درست بهره گرفته شود که در این کار استفاده از آنها به جا و صحیح بوده است. طراحی صحنه ولباس به فراخور هر شخصیت داستان درست صورت گرفته و برای دو یا سومین بار در سریالهای تلویزیونی شاهد نمایش قشر آسیب پذیر جامعه به نحوی درست هستیم. نمایش خانه مهشید و شوهرش که وضع مالی اصلا خوبی ندارند در تقابل با زندگی ماهرخ و شوهرش آنقدر خوب است که دلیل رضایت مهشید در قبال اجاره رحمش را به خوبی درک می کنیم یا نمایش رفتارهای غیرمطلوب برادر مهتاب در نحوه برخورد با خواهر ما را متقاعد می کند که مهتاب برای فرار از خانه دلیل قانع کننده ای حداقل از نظر خود دارد و به همین ترتیب سایر شخصیتهای داستان تا انتها.
متاسفانه در چندساله اخیر با روند نقدهای بی مورد از خارج از سازمان که از سوی صنوف و نهادها و مجاری مختلفی که حرفه شان هنر نیست و با مناسبات سازمان صداوسیما آشنایی ندارند روبرو هستیم که عرصه را بر برنامه سازان و تهیه کنندگان بسیار تنگ کرده است و ریاست محترم سازمان را برای دفاع از آنها به سختی انداخته است. تنها یک مطلب، مگر نه آنکه ریاست محترم سازمان صداوسیما جمهوری اسلامی ایران از سوی مقام معظم رهبری انتخاب میشوند و ایشان با در نظر گرفتن صلاحیتهای فرد ، ایشان را به ریاست سازمان صداو سیما می رسانند و اگر برنامه هایی که ساخته می شوند همه از مجاری مطمئنی عبور می کنند تا به مرحله ساخت و نمایش در بیایند ، پس نظارت وجود دارد و نمی توان همه چیز را نادیده گرفت و تنها به نمایش تولیدات سطحی و بی مایه ای پرداخت که هیچکس تمایل به دیدن آنها نداشته باشد و تنها صرف پرکردن ساعات پخش تولید شوند.
راستی میخواستم از مضمون تلخ و گزنده سریال اصلا ننویسم اما با پایان گرفتن سریال
دیدم اگه نگم ...... واقعا همیشه باید آدمهای بی بضاعت پله ای باشن که آدمهای پولدار پاشونو بذارن رو دوش اونها و با له کردنشون خودشون به آرامش برسن؟!!!!!!!!!!!!