تبليغاتX
نمای آخر 25 فریم
مطالب علمی تلویزیون و نقد تلویزیونی و برنامه ها و تله فیلم ها و بازیگران ایران

مدتهاست که فصل پاییز فصل تجدید قوای تلویزیون برای نمایش

سریالهایی است که دست اندرکاران حرفه ای اونهارو ساختن و

تا به حال بهترین کارهای خودشونو ارائه دادن و به قول سینماییها

امتحان پس دادن. در یک نگاه به سریالهای جدید که سه تا چهار

هفته از نمایششون می گذره می بینیم که با نامهای آشنایی همچون

ابراهیم حاتمی کیا (حلقه سبز- شبکه سه سیما - روزهای شنبه) ،

کمال تبریزی(شهریار- شبکه دوسیما - روزهای جمعه) ، فخیم زاده

( بی صدا فریاد کن - شبکه دوسیما - روزهای چهارشنبه) و بهرام

عظیم پور ( بیداری - شبکه سه سیما - روزهای چهارشنبه)روبروییم

این نشان میدهد که فصل پاییز و زمستان فصل بسیار پرباری برای تلویزیون

خواهد بود . البته با در نظر گرفته فرارسیدن ایام محرم به این سریالها

کارهای مناسبتی نیز افزوده میشود و برخی از سریالها هم که به

تازگی پایان یافته اند و سریالهای دیگری در راهند که باتوجه به

سیاستهای سازمان مطمئنن آنها هم از کارهای درخشان خواهند بود

که یکی از آنها پخش سریال روزگار قریب به کارگردانی داریوش

عیاری است  . اما در کنار همه این کارها باید به این نکته توجه

خاص داشت که پخش سریالها در هفته تنها  تقریبا ۱۶ ساعت از

پخش برنامه های سیما را در بر می گیرد حال با احتساب اینکه

هفته بدون در نظر گرفتن اوقاتی که مردم در پی کارهای روزانه و

یا خواب هستند و تقریبا ۴ ساعت از ساعت ۷ شب تا ۱۱ را به دیدن

برنامه های تلویزیون اختصاص می دهند و این یعنی ۲۸ ساعت

در یک هفته و با در نظر گرفتن آنچه پیشتر گفتم سریالها تنها ۱۶

ساعت از زمان فراغت مردم را به خود اختصاص می دهد که البته

فراموش کردم که جمعه ها که تعطیلی مردم است را حساب کنم

که در این صورت حدود ۴۰ ساعت اوغات فراغت مردم می شود.

 با شرایط اقتصادی امروز که متاسفانه همگان امکان دسترسی

به اماکن تفریحی و رفاهی را ندارند پس به اجبار پای تلویزیونهایی

می نشینند که به نظر می رسد گاهی اصلا نگران وظیفه خود که

سرگرمی سازی است نیست و غیر از آن ۱۶ ساعت که آنهم به

تمامی قابل قبول همگان نیست در تدارک برنامه هایی است که

گاهی تنها دل مخاطبان را می سوزاند که چه هزینه ای صرف چه

برنامه ای شده است که حتی یک بیننده هم نخواهد داشت.

متاسفانه اکثریت قریب به اتفاق برنامه هایی که در حال حاضر

تولید می شود پاسخگوی نیاز مخاطبان امروز جامعه ایران نیست

و نمی تواند توقعات آنان را به جا آورد پس مخاطب به ناچار سراغ

آن میرود که نباید برود و به این ترتیب رسانه که عمده ترین هدفش

سرگرمی سازی است طیف گسترده ای از مخاطبان خود را از دست

می دهد که بازگرداندن آنان نیاز به مدت زمانی طولانی دارد.

متاسفانه به دلیل عدم در نظر گرفتن هدفهای مشخص و ویژه برای

شبکه های سیما که البته در ظاهر برای هر شبکه وظیفه ای

تعریف شده اما چون بسیار کلی است نمی تواند مخاطبان خود را

راضی کند. بطور مثال شبکه یک به عنوان شبکه ملی ، شبکه

سه به عنوان شبکه جوان، شبکه چهار شبکه فرهیختگان و شبکه

تهران به عنوان شبکه استانی در نظر گرفته شده اند  اما با این وجود

هیچکدام در جلب رضایت مخاطبان خود موفق نیستند. یکی از

بدترین شبکه ها ، شبکه سه سیماست که با عنوان کردن شبکه

جوان تقریبا ۲۴ ساعته در حال پخش فوتبال است حال اینکه

مدیران  این شبکه در تعریف واژه جوان دچار ابهامند چون نمی دانند

واژه جوان فقط به پسران یک جامعه اطلاق نمی شود و جوان طیف

سنی ۱۶ تا ۸-۳۷ سال  دختر و پسر هستند و چه کسی  مدعی شده

که همه جوانان دختر و پسر به فوتبال علاقه دارند که یک شبکه

تمامی برنامه های خود را تعطیل می کند تا در یک روز ۳ بازی

فوتبال آنهم پشت سرهم پخش کند؟ اگر قرار است شبکه سه سیما

مدام فوتبال نمایش دهد بهتر است نام خود را به شبکه فوتبال

تغییر دهد تا تکلیف مخاطبان حداقل با آنها روشن شود تا در زمانی

که مخاطب فعال و پیگیر منتظر دیدن سریال مورد علاقه اش است

در لحظه پخش سریال دچار دلزدگی از تلویزیون به دلیل عدم

برنامه ریزی صحیح مدیران آن شبکه نشود. متاسفانه گاه بستن

کنداکتور برنامه در سازمان در بدترین حالت ممکن صورت می گیرد!

به هر حال بهتر است مدیران شبکه سه سیما تکلیف خود را با

مخاطبانشان روشن کنند یا مدیران ارشد سازمان در پی راه اندازی

یک شبکه تخصصی برای فوتبال باشند تا سایر مخاطبان هم تکلیف

خود ار در برخورد با شبکه سه سیما بدانند.

 

                                                      س - خ   

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 12:44  توسط   | 

 

مدتهاست که فصل پاییز فصل تجدید قوای تلویزیون برای نمایش

سریالهایی است که دست اندرکاران حرفه ای اونهارو ساختن و

تا به حال بهترین کارهای خودشونو ارائه دادن و به قول سینماییها

امتحان پس دادن. در یک نگاه به سریالهای جدید که سه تا چهار

هفته از نمایششون می گذره می بینیم که با نامهای آشنایی همچون

ابراهیم حاتمی کیا (حلقه سبز- شبکه سه سیما - روزهای شنبه) ،

کمال تبریزی(شهریار- شبکه دوسیما - روزهای جمعه) ، فخیم زاده

( بی صدا فریاد کن - شبکه دوسیما - روزهای چهارشنبه) و بهرام

عظیم پور ( بیداری - شبکه سه سیما - روزهای چهارشنبه)روبروییم

این نشان میدهد که فصل پاییز و زمستان فصل بسیار پرباری برای تلویزیون

خواهد بود . البته با در نظر گرفته فرارسیدن ایام محرم به این سریالها

کارهای مناسبتی نیز افزوده میشود و برخی از سریالها هم که به

تازگی پایان یافته اند و سریالهای دیگری در راهند که باتوجه به

سیاستهای سازمان مطمئنن آنها هم از کارهای درخشان خواهند بود

که یکی از آنها پخش سریال روزگار قریب به کارگردانی داریوش

عیاری است  . اما در کنار همه این کارها باید به این نکته توجه

خاص داشت که پخش سریالها در هفته تنها  تقریبا ۱۶ ساعت از

پخش برنامه های سیما را در بر می گیرد حال با احتساب اینکه

هفته بدون در نظر گرفتن اوقاتی که مردم در پی کارهای روزانه و

یا خواب هستند و تقریبا ۴ ساعت از ساعت ۷ شب تا ۱۱ را به دیدن

برنامه های تلویزیون اختصاص می دهند و این یعنی ۲۸ ساعت

در یک هفته و با در نظر گرفتن آنچه پیشتر گفتم سریالها تنها ۱۶

ساعت از زمان فراغت مردم را به خود اختصاص می دهد که البته

فراموش کردم که جمعه ها که تعطیلی مردم است را حساب کنم

که در این صورت حدود ۴۰ ساعت اوغات فراغت مردم می شود.

 با شرایط اقتصادی امروز که متاسفانه همگان امکان دسترسی

به اماکن تفریحی و رفاهی را ندارند پس به اجبار پای تلویزیونهایی

می نشینند که به نظر می رسد گاهی اصلا نگران وظیفه خود که

سرگرمی سازی است نیست و غیر از آن ۱۶ ساعت که آنهم به

تمامی قابل قبول همگان نیست در تدارک برنامه هایی است که

گاهی تنها دل مخاطبان را می سوزاند که چه هزینه ای صرف چه

برنامه ای شده است که حتی یک بیننده هم نخواهد داشت.

متاسفانه اکثریت قریب به اتفاق برنامه هایی که در حال حاضر

تولید می شود پاسخگوی نیاز مخاطبان امروز جامعه ایران نیست

و نمی تواند توقعات آنان را به جا آورد پس مخاطب به ناچار سراغ

آن میرود که نباید برود و به این ترتیب رسانه که عمده ترین هدفش

سرگرمی سازی است طیف گسترده ای از مخاطبان خود را از دست

می دهد که بازگرداندن آنان نیاز به مدت زمانی طولانی دارد.

متاسفانه به دلیل عدم در نظر گرفتن هدفهای مشخص و ویژه برای

شبکه های سیما که البته در ظاهر برای هر شبکه وظیفه ای

تعریف شده اما چون بسیار کلی است نمی تواند مخاطبان خود را

راضی کند. بطور مثال شبکه یک به عنوان شبکه ملی ، شبکه

سه به عنوان شبکه جوان، شبکه چهار شبکه فرهیختگان و شبکه

تهران به عنوان شبکه استانی در نظر گرفته شده اند  اما با این وجود

هیچکدام در جلب رضایت مخاطبان خود موفق نیستند. یکی از

بدترین شبکه ها ، شبکه سه سیماست که با عنوان کردن شبکه

جوان تقریبا ۲۴ ساعته در حال پخش فوتبال است حال اینکه

مدیران  این شبکه در تعریف واژه جوان دچار ابهامند چون نمی دانند

واژه جوان فقط به پسران یک جامعه اطلاق نمی شود و جوان طیف

سنی ۱۶ تا ۸-۳۷ سال  دختر و پسر هستند و چه کسی  مدعی شده

که همه جوانان دختر و پسر به فوتبال علاقه دارند که یک شبکه

تمامی برنامه های خود را تعطیل می کند تا در یک روز ۳ بازی

فوتبال آنهم پشت سرهم پخش کند؟ اگر قرار است شبکه سه سیما

مدام فوتبال نمایش دهد بهتر است نام خود را به شبکه فوتبال

تغییر دهد تا تکلیف مخاطبان حداقل با آنها روشن شود تا در زمانی

که مخاطب فعال و پیگیر منتظر دیدن سریال مورد علاقه اش است

در لحظه پخش سریال دچار دلزدگی از تلویزیون به دلیل عدم

برنامه ریزی صحیح مدیران آن شبکه نشود. متاسفانه گاه بستن

کنداکتور برنامه در سازمان در بدترین حالت ممکن صورت می گیرد!

به هر حال بهتر است مدیران شبکه سه سیما تکلیف خود را با

مخاطبانشان روشن کنند یا مدیران ارشد سازمان در پی راه اندازی

یک شبکه تخصصی برای فوتبال باشند تا سایر مخاطبان هم تکلیف

خود ار در برخورد با شبکه سه سیما بدانند.

 

                                                      س - خ   

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 15:46  توسط   |