فیلم مسیح نخستین ساخته بلند نادر طالب زاده است که به آسونی ردپای
یک مستندساز حرفه ای در آن به چشم میاد. اما در این میون تکلیف
تماشاگر تا پایان با کار روشن نیست که با کار از منظر یک فیلم مستند
باید برخورد کند یا داستانی؟ متاسفانه ضعفهای بسیاری در این فیلم به
چشم می خوره . از بازیهای نارسای بازیگران که بسیار سعی شده
ناشناخته باشند تا صحنه پردازی و نورپردازی خنثی و سرد فیلم و طراحی
بد لباسها.

در این فیلم از یک نابازیگر در یک نقش اصلی بهره برده شده که شدیدا
باعث لطمه به فیلم شده است و اگر از ایرادهای کل فیلم و زشت بودن
او در نقش مسیح بگذریم بیشترین لطمه در استفاده از وی در سکانسهای
پایانی به چشم می خورد و آنهم به دلیل این است که در سکانس پایانی
با بهره گیری از روایت داستانی قرآن مجید داستان جایگزینی یکی از
حواریون بی ایمان یعنی یهودا نقل می شود که نقش یهودا را مرتضی
ضرابی بازی می کند همان شیطان سریال او یک فرشته بود که به
زیبایی از پس نقش خود برآمده بود و در کارهای دیگری نیز خوش
درخشیده است. مرتضی ضرابی تنها بازیگر حرفه ای در گروه حواریون
مسیح(ع) است که برای یک دست کردن بازیها به نظر می رسد کارگردان
دست او را در ایفای نقش به شدت بسته تا او را و نه دیگر نا بازیگران
را با او هماهنگ کند که اینکار به شدت به فیلم لطمه زده است. از سوی
دیگر همانطور که پیشتر گفتم در سکانس پایانی بیننده شاهد معجزه
جایگزینی یهودا با چهره مسیح است تا مسیح واقعی از معرکه بگریزد و
دشمنان یهودا را که به چهره مسیح درآمده برای مصلوب کردن با خود
ببرند و جالب اینجاست که این جایگزینی به خاطر بازی نچسب بازیگر
نقش مسیح حتی با توجه به بازی کمرنگ مرتضی ضرابی بسیار بد
از کار در آمده و بیشتر یادآور تئاترهای کودکانه در سطح های
تئاترهای دوره مدرسه است. بازیگر نقش مسیح در هیچ سکانسی توان
همراه سازی بیننده را با خود ندارد. اگر این مدعا را سازنده دارد
که با این داستان بطور مستند مواجه شده استفاده از بازیگرانی همچون
ضرابی و فتحعلی اویسی و روزبهانی به بیننده این موضوع را اعلام
می کنند که ما در حال بازی هستیم و این فیلم داستانی است و نمی توان
این ادعا را قبول کرد و در هیج جای دیگر این فیلم نیز بیننده با عناصر
فیلم مستند مواجه نیست.
متاسفانه عدم تحقیق بر روی طراحی لباس شخصیتها ضربه دیگری است
که به فیلم ضربه زده است. در کل فیلم با پوشش زنانی مواجهیم که به
شدت شبیه اعراب طراحی شده اند و پوشش عجیبی دارند . معلوم نیست
به واقع در چه دورانی این داستان رخ داده البته به کرات در طول فیلم
از زبان راوی زمان را می شنویم اما در عمل هیچ نمی بینیم.
دیگر مشکل فیلم استفاده از دوبله است که منو به شدت یاد فیلم فارسی ها
و فیلم های کم مایه اول انقلاب انداخت. کافی بود کمی به لبهای بازیگران
دقت کنید تا بفهید دیالوگها به طور کامل بعد از فیلم و در دوبله روی
شخصیتها قرار داده شده است و در بسایر موارد به دلیل اینکه زبان
بازیگران و دوبله یکی و همان فارسی است بسیار ناسینک از کار درآمده.
دیگر مشکل رنگهای تخت و سرد فیلم است که هیچ جاذبه بصری را ایجاد
نمی کند تا حداقال از این طریق بیننده را با خود همراه سازد. متاسفانه
سینمای ما به این موضوع دقت ندارد که برای القاء موضوعات مهمی
همچون زندگی پیامبران باید حداکثر دقت را در ساخت و تکنیکهای فیلم
داشت که در فیلم مسیح بیشترین ضربه از این جنبه به فیلم وارد آمده.
دیگر مسئله موجود در فیلم عدم دکوپاژ و میزانسن صحیح است و از
همه بدتر تدوین فیلم است که اگر خود آقای طالب زاده آنرا انجام نمی دادند
به نظر نمی رسد هیچکس دیگری توان تدوین این همه نماهای ناجور به
هم را نداشت. در سینما استفاده از نماها وحرکات دوربین و دوربین روی
دست دارای دلیل هستند و نمی توان بی دلیل حرکتی را استفاده کرد اما
برای دیدن بی دلیل ترین استفاده از دوربین روی دست حتما فیلم مسیح
را ببینید تا متوجه شوید در خیلی از موارد استفاده از این نماهای سیال
کاملا بی دلیل بوده است تا جایی که بیننده اصلا متوجه نمی شود این
نما نمای نقطه نظر شخصی است یا همینطوری و برای زیبایی مورد
استفاده قرار گرفته و گاهی انقدر این نماها بلاتکلیفند که بیشتر باعث
آزار چشم بیننده اند تا اثرگذار.
سینمای ایران بسیار بی دقت به پیش می رود و اگر رکودی هست از
این بی دقتی ناشی می شود. فیلمهایی همچون مسیح(ع) باید به لحاظ
ساختاری و بار دراماتیک و به لحاظ ساختار بصری آنقدر جذاب باشند
تا بیننده رغبت کند داستان یکی از پیامبرانی که در قرآن عزیز به زیبایی
نقل شده را ببیند و سیر تکامل دین را با همین فیلمها دنبال کند اما نمی دانم
چرا در ساخت چنین فیلمهایی در سطحی ترین موارد می مانیم و از سطح
به عمق نمی رویم؟ و دیگر اینکه برای ساخت فیلمها درباره پیامبران و انسانهایی
که همگان مشتاقیم تا آنها را ببینیم بهتراست از بازیگرانی استفاده شود که در کنار
آنکه از بازی بسیار خوبی بهره مندند حداقل مقداری زیبایی بصری هم داشته
باشند تا بیننده با برخورد با سطحی ترین لایه فیلم از دیدن چهره ای نچسب
عطای تمام فیلم را به لقایش نبخشد.این بسیار عادی است که همه افراد از
خواص سینما نیستند که به لحاظ تکنیکی با فیلم برخورد نمایند.
س - خ