تبليغاتX
نمای آخر 25 فریم
مطالب علمی تلویزیون و نقد تلویزیونی و برنامه ها و تله فیلم ها و بازیگران ایران
 

 به خاطر پاسخ به کامنتهایی که در پست آخر قرار گرفته و به

احترام دوستانی که با ما همراهی می کنند در این پست فقط

 به پاسخ سئوالات و مطالب عنوان شده توسط دوستان می پردازم.

 دوستان از ما درخواست قرار دادن عکس از فیلم و یا قرار

 دادن آهنگ فیلم اخراجیها در وبلاگ رو داشتن که خطاب به این

 دوست خوب باید متذکر بشم که وبلاگ ما یک وبلاگ تخصصی

 در زمینه رسانه و علی الخصوص تلویزیون هست و در اینجا

 بیشتر شما شاهد منابع تحقیقاتی  بر روی تلویزیون و نقد

 برنامه ها و سریالهای تلویزیون ایران خواهید بود و مطالب

 مورد درخواست ایشون در وبلاگهای دوستان دیگر به راحتی

 قابل دسترس هست.

 مطلب دوم مربوط به درخواست دوست دیگری مبنی بر معرفی

 سایتهای بازیگران است که اینهم به راحتی  با جستجو در محیط

 گوگل  و یاهو امکانپذیر هست. در ضمن ما نمی خواهیم که درگیر

مسایل جانبی شده و از اصل موضوع دور شویم.

 با امید کامیابی شما دوستان عزیز.

                                                س ـ خ   

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 23:42  توسط   | 

1- عناوین در تیتراژ نباید بیش از حد تزیینی یا از بعدی دیگر سبک و مبهم باشد.

2- در حروف بندی بهتر است از به کار بردن خطوط نازک و سایه زدن اجتناب گردد.

3- اسامی کلیدی و مهم در  تهیه برنامه در تیتیراژ آغازین می آیند.

4- اسامی فرعی که از اهمیت کمتری برخوردار هستند در تیتراژ پایانی می آیند.

5- گاهی فقط در تیتراژ پایانی ، تیتراژ اسامی داریم، ردیف اسامی بر اساس اولویت هنری ارایه می گردد.

6- مدت زمانی که هر اسم یا عنوان باید بر روی صفحه تلویزیون بیاید و باقی باشد، مهم است، باید اسامی را بتوان به راحتی خوانده و شمرده هم خواند. زمان هر عنوان به اندازه زمان فشرده خواندن آن باشد.

7- خطوط نوشتاری در تیتراژ باید با برنامه هماهنگ باشد و هماهنگی با مفاهیم اطلاعات و ساختار برنامه داشته باشد.

8- در تیتراژ از روشهای کلیشه ای دوری کرد تا هنر سنت تیتراژسازی  به هنر صنعت تیتراژسازی تبدیل شود و ساختار تیتراژ باید به روز ، مناسب و به ویژه همراه با نوآوری و خلاقیت باشد.

9- در تیتراژ باید تناسب خطوط نوشته شده و تصویر رعایت شود و هر کدام نباید مانع و اشکالی در دیگری ایجاد کند. به طور خلاصه نوشته و تصویر هر کدام باید در کادر و در جایگاه خودش قرار بگیرد .

10- طراحی تیتراژ نیازمند ذوق، سلیقه، مهارت ، تجربه ، علاقه و انگیزه است. چنانچه طراح تیتراژ کارگردان نبود، باید اولویت بندی اسامی تیتراژ بر اساس نظر تهیه کننده و کارگردان طراحی شود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 10:46  توسط   | 

 

 در ماههای گذشته درست از آغاز ماه مبارک رمضان شبکه ۵ سیما اقدام

 به پخش برنامه ای زنده بصورت گپ شو بنام عبور شیشه ای کرد

 که در همان زمان اقدام جالبی برای  جلب نظر بینندگان و کسب منابعی در

جهت یاری رساندن به بهزیستی بود.

هر چند که در همان زمان هم برنامه با ضعفهای فراوانی به لحاظ ساختاری

 برخوردار بود و در ظاهر برنامه هم مانند دکور  مشکلات فراوانی

 وجود داشت اما با استقبال خوب شهروندان تهرانی مواجه شد که نشان از

کمبود چنین برنامه هایی در شبکه های مختلف سیما داشت.

 به هر تقدیر دوره اول و دوم این برنامه با اجرای آقای رضا رشیدپور

 بر آنتن رفت و با پایان رسیدن سال این برنامه هم به پایان رسید

اما دوهفته ای است که این برنامه با نام شب شیشه ای مجددا 

 به نمایش در آمده است که متاسفانه اینبار مشکلات برنامه به مراتب

بسیار بیشتر از دو سری گذشته است.

یکی از عمده ترین مشکلات برنامه ، مجری برنامه است که به سیاق

 برنامه های پیشین رضا رشید پور انتخاب شده.رضا رشید پور را

  پیشتر با برنامه های رادیو جوان و برنامه صبح بخیر ایران می شناختیم

 که البته بسیار خوب عمل می کرد و مخاطبان خاص خود را داشت

 اما متاسفانه بیماری واگیرداری که میان مجریان سیما بسیارسریع رسوخ

  پیدا کرده که همانا خود برتربینی و کم پنداشتن مخاطبان است که

متاسفانه بسیار همه گیر شده وبسیاری از مجریان ما خود را از

 سطح عموم بالاتر می بینند که البته اینگونه نیست و با مقایسه ای سطحی

 هم میان سواد آنها و عموم جامعه می توان به این نتیجه رسید که نه

 تنها هیچ برتری نسبت به بیننده خود ندارند که گاهی از بسیاری از

 مخاطبان خود از لحاظ علمی پایین تر هستند.اما....

 

رضا رشیدپور هم از این قاعده مستثنی نیست و در برنامه بسیار

 تلاش دارد تا مخاطب خودرا بسیار ناچیز انگاشته و حتی گاهی

  در جهت  از بین بردن شخصیت میهمانان خود نیز قدم بر میدارد

غافل از اینکه بسیاری از میهمانان وی از نخبگان عرصه فرهنگ و هنر و

 ورزش هستند و البته بسیاری از میهمانان هم بسیار خوب از عهده

 شکاندن این فضا برآمده و نیزه را به سمت خود رشیدپور برمی گردانند.

جالب اینجاست که رشید پور هیچ ابایی از این عملکرد خود ندارد

و با وجود انتقادهای بسیاری که بر این روندی که پیش گرفته می شود

کماکان آنرا ادامه می دهد و با نیشخندی که پس از خواندن هر

 انتقاد می زند مستقیما به مخاطب خود متذکر می شود که برای من

 نظر تو هیچ اهمیتی ندارد و با این جمله که برنامه از آن من است

 همه را هیچ می انگارد.براستی آقای رشیدپور عزیز برنامه

 عبور شیشه ای ارثیه پدری شماست؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 13:6  توسط   | 

Gain  که به آن «توان» یا «بهره» می گویند به توان سیگنال ویدیویی گفته می شود. هر قدر سیگنال ویدیویی ،«توان» بالاتری داشته باشد تصویر حاصل از آن نوردهی    (Exposure) بالاتری خواهد داشت و در نتیجه روشن تر دیده می شود. سیگنال ویدیویی نرمال آن است که «توان» معینی داشته باشد و چنانچه سیگنالی این سطح استاندارد از گین را داشته باشد تصویر حاصل از آن نوردهی نرمال خواهد داشت. سیگنالی که گین پایین تری از این سطح  استاندارد دارد، تصویری با نوردهی کم تر از حد نرمال(Under Exposued) و سگنالی که گین بالاتر از این سطح استاندارد دارد، تصویری با نوردهی بیش از حد نرمال (Over Exposed)ایجاد خواهد کرد.

    تصویر Under Exposued تاریک تر و تصویر Over Exposed روشن تر از حالت  نرمال خواهد بود.

 

عوامل کنترل کننده گین:

1-   مقدار نور صحنه:

هر قدر نور صحنه بیشتر باشد ، گین تصویر بالاتر خواهد بود. در صحنه های نسبتا یا کاملا تاریک ، گین تصاویر حاصله ، پایین و تصاویر نسبتا یا به شدت تاریک خواهند بود. با نورپردازی می توان مقدار نور صحنه را تا اندازه مورد نظر افزایش داد.

 

                                 2- دیافراگم:

هر قدر دیافراگم بازتر باشد، گین تصویر بالاتر خواهد بود.

 

                                 3- سرعت شاتر:

شاتر دوربین ویدیویی ، مدت زمان نوردهی هر فریم را کنترل می کند. از این رو هر چه سرعت شاتر بیشتر باشد ، زمان نوردهی فریم ها کاهش می یابد و گین تصویر پایین تر خواهد بود.

 

                                  4- فیلتر ND:

فیلتر ND مانع از رسیدن درصدی از نور صحنه به سنسور دوربین شده، گین تصویر را کاهش می دهد.

   گاهی در موقعیتی قرار می گیریم که مجبور یم از واقعه ای حتما تصویربرداری کنیم؛ اما نور صحنه کم است و باز کردن کامل دیافراگم یا کند کردن نسبی سرعت شاتر نیز نمی تواندگین تصویر را به حد استاندارد برساندو تصویر تاریک می شود. چنانچه در این حالت امکان نورپردازی صحنه وجود ندارد، تنها راه حل ، استفاده از امکان دوربین ویدیو است که «گین الکترونیک» نامیده می شود.

«گین الکترونیک» یا به تعبیر دقیق تر«گین الکترونیک مثبت»در واقع نوعی تقویت کننده (آمپلی فایر) است که وقتی فعال می شود، گین یا توان سیگنال ویدیویی را به صورت مصنوعی تا اندازه موردنظر تقویت می کند درنتیجه نوردهی و روشنایی تصویر افزایش می یابد. واحد تقویت مصنوعی گین، دسی بل(dB) است. هر بار که گین تصویر به میزان +6 dB تقویت می شود، نوردهی (روشنایی) تصویر معادل یک استاپ باز کردن دیافراگم افزایش می یابد. از «گین الکترونیک مثبت» تنها در شرایطی که ناچار هستیم باید استفاده کنیم زیرا تاثیرات نا مطلوب زیر رابر تصویر خواهد گذاشت:

1-   کاهش نسبت سیگنال به نویز در نتیجه برفکی شدن یا اصطلاحا گرینی شدن تصویر

2-    افزایش کنتراست تصویر

3-    تغییر نسبی رنگهای سوژه در تصویر

4-    کاهش وضوح به دلیل برفکی شدن تصویر.

 

 منبع:

جان بخش، مرتضی، جزوه تخصصی نور، فیلم ، تصویرنشریه حرفه، اداره کل آموزش سازمان صدا وسیما،اسفند85  ،ص4.

 

جهت اشتراک نشریه حرفه که جزوات تخصصی آن رشته های( تهیه کنندگی، کارگردانی، نور، فیلم، تصویر، تدوین، صدا، خبر، گزارشگری و ...) می باشد با شماره تلفنهای 22168651و2204756(021) تماس بگیرید.

لازم به ذکر است که این نشریات به صورت رایگان توزیع می گردند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 12:31  توسط   | 

The Lighting Director:

در تولید برنامه های ویدیویی، وظایف تصویربردار و نورپرداز متفاوت و از هم جداست. مسئول نور یا نورپرداز میزان و اندازه نور در استودیو یا لو کیشن را بر اساس آنچه که کارگردان می خواهد تعیین و تنظیم می کند. مسئول نورپردازی برکار گروه نورپردازی وبر نحوه آویختن و تنظیم وسایل مختلف نور نظارت می کند .

 

کارگردان فنی یا تکنیکی یا TD

کارگردان فنی با یک میز سوییچر در طول کار با چند دوربین در اتاق فرمان کار می کند. سوییچر وسیله ای است که کار تدوین را در کار با چند دوربین انجام می دهد. او با دستور کار گردان کلیدهای میز را فشار می دهد تا تصاویر تلویزیونی را از یک دوربین یا یک VTR به دیگر منابع تصویری تغییر دهد. در بعضی کارهای تلویزیونی ،           کارگردان فنی بر کل کار تکنیکی که شامل تکرار دستورات کارگردان به تصویربرداران همزمان با انجام عمل سوییچ می شود نظارت می کند.

 

The Camera Operator یا تصویربردار

او هدایت دوربین فیلمبرداری یا تصویربرداری را کنترل می کند. بسیاری از تنظیمات دوربین از قبیل تغییر موقعیت دوربین یا فوکوس نمودن تصویر باید آنا در واکنش به حرکت موضوعات و یا دستورات کارگردان ساخته شوند. دستورات کارگردان به تصویربرداری که در داخل استودیو است از طریق سیستم Intercomکه هدفن او به آن سیستم متصل است رسانده می شود. تصویربردار باید به آرامی و نرمی و با شهامت حرکت دوربین را کنترل نماید.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 11:4  توسط   | 

 

همانطور که در مطالب پیشین عنوان شد در تلویزیون به فیلمنامه ای که

 برای سریال یا تله  فیلم نگاشته میشود ، تصویرنامه اطلاق میشود.

مهمترین مشکلی که در سریالهای  ویژه نوروز سال ۸۶ بسیار فراگیر گشته بود

عدم پرداخت صحیح فیلمنامه و عدم توانایی نگارندگان تصویرنامه ها در اجرای

  اصول اولیه نگارش تصویرنامه که همان کنش و واکنش و نقاط اوج و فرود که

 جزءاولین اصول فیلمنامه است بود.سریال بایرام و سریال  روزگار خوش

 حبیب آقا اوج نمایش این نقصها بودند.

 در سریال بایرام که اولین سریال طنز سازنده اش مسعود نوابی بود ،

 داستان آنقدر دم  دستی و رو بود که از همان ابتدا پایان نمایش به

وضوح قابل پیش بینی بود و مخاطب  پیشاپیش سازندگان در جریان داستان

قرار می گرفت.داستان این سریال آنقدر کم مایه بود  که بازیگران موقعیت

 خاصی برای ارائه نداشته و مجبور بودند تیپهای سابق خود را  دوباره

و چندباره تکرار کنند و کار به ورطه لودگی افتاده بود به نحوی که حتی تم 

عاشقانه و پندی که در داستان نهفته بود در انتهای داستان بسیار شعاری

 از زبان بازیگران آن بیان شد.

 در سریال روزگار خوش حبیب آقا هم وضعیتی مشابه سریال بایرام

 وجود داشت.عدم  پرداخت صحیح شخصیت حبیب و نگاهی ساده انگارنه

به مخاطب باعث شده بود تا  شخصیت محوری داستان آنقدر نادان و کوته

فکر جلوه کند که در بسیاری قسمتها مخاطب با خود می گفت : مگر چنین

 شخصیت خامی وجود دارد و اگر چنین شخصی باشد مطمئنن  توانایی

 بسیاری از امور همچون تشکیل خانواده و کار در اداره ای حساس را نخواهد 

داشت و آنهم به دلیل عقب ماندگی این فرد به ذهن متبادر میشد.

در هر حال چون گذشته بازهم به دلیل وقت کم و عجله به رساندن

 سریال به ایام نوروز و پخش مناسبتی با سریالهایی مواجه بودیم

 که تنها هزینه و وقت بسیاری را بیهوده به هدر داده بودند و چیز

 خاصی برای ارئه به بیننده نداشتند.

متاسفانه برخی سازندگان سریالها هنوز هم در دهه های ۶۰ و ۷۰ در

 جا میزنند و نمی دانند به تعداد روزها که نه حتی به اندازه لحظاتی که ما پیش

 می رویم درک و آگاهی   مخاطبین هم رشد می کند و با داستانهایی دیروزی

 مخاطب امروز را نمی توان جذب نمود.

                                               س   ـ   خ    

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 15:13  توسط   | 

 

نقش و وظایف مدیر صحنه بر اساس نوع  برنامه ها متفاوت است و تغییر می کند. اما ما در اینجا فقط به کارهای او در استودیو می پردازیم.

 

آرامش

مدیر صحنه مسئول آرامش در صحنه استودیویی است بدین معنا که او این قدرت را دارد که تولید را به خاطر این که از وضعیت آرامش و سکوت استودیو ناراضی است متوقف سازد. او همچنین مسئول نحوه استفاده و حضور اشیاء و افراد در استودیو است که این کار در بر می گیرد عینک، آتش بازی و گاز. این کار در هنگام کار کردن با تماشاگر در استودیو یا انسانهای ناتوان بسیار مهم است.

 

دستوراتی را که از اتاق فرمان می رسد را ترجمه و تکرار می کند

این ممکن است خیلی ضرور ی به نظر نرسد هنگامی که مجریان خودشان هدفون دارند اما همیشه مدیر صحنه چک می کند که مجری دستورات کارگردان را شنیده است.

«ترجمه نمودن دستورات کار بسیار مهمی است»گاهی اوقات پیش می آید که اتاق فرمان تحت فشار است و مدیر صحنه باید «دوست داریم که الان ضبط را شروع نماییم لطفا به مجری بگویید و همچنین هم که سر جایشان قرار بگیرند.» را به جای «بگو به مجری... که همین الان برو به روی صحنه» ترجمه نماید.

 

راهنمایی کردن مجری

او مجری را مطمئن می سازد که کدام دوربین در حال کار کردن است و یا تصویرش، تصویر نهایی است. او همچنین شمارش معکوس را برای هر کسی که گوشی ندارد      می شمارد.

 

Propیا تکیه گاه

در تولیدات برنامه های کوچک او (مدیر صحنه) پشتیبان است اما در تولیدات بزرگتر او با یک دستیار (AFM) یا  Special Propو طراح لباس کار می کند.

 

پیش بینی نمودن مشکلات

یک مدیر صحنه با تجربه مشکلات را حدس می زند و قبل از این که آنها رخ دهند آنها را پیش بینی می کند؛ و احتمالا انها را برای برطرف کردن آنها دسته بندی می کند قبل از این که شما(کارگردان) بدانید آنها وجود دارد.

روزها در استودیو کمی طولانی به نظر می رسد که باعث می شود افراد عصبانی شوند و فشار بر آنها زیاد شود . یک مدیر صحنه می تواند بسیاری از این فشارها را کم نماید و از افراد گروه در برابر رفتار بد حمایت نماید.

مدیر صحنه کارگردان بر روی صحنه است به همین خاطر او باید پر انرژی باشد و بسیاری از فشارها را بر روی کارگردان کم نماید.


منبع:

Rod Fairweather, Basic Studio Directing.Focal Press,1998,p75

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 11:14  توسط   |