تبليغاتX
نمای آخر 25 فریم
مطالب علمی تلویزیون و نقد تلویزیونی و برنامه ها و تله فیلم ها و بازیگران ایران

اگر علاقه مند به مباحث تلویزیون باشید با کتابهای زیر

فن تولید برنامه های تلویزیونی ـ ترجمه مهدی رحیمیان ـ ناشر: سروش

تولید موثر برنامه های تلویزیونی ـ ترجمه: مریم گل بابایی ـ ناشر: دانشگاه آزاد واحد جنوب

تکنیک نورپردازی ـ مترجم: فواد نجف زاده و احمد لاری ـ ناشر: سروش

آشنا هستید که جرالد میلرسون نویسنده آنهاست. اما امروز شما با کتاب «تولید و کارگردانی در تلویزیون» آشنا خواهید شد.که غلامرضا طباطبایی آن را در431صفحه ترجمه نموده و انتشارات سمت آن را در سال 1381 آن را چاپ نموده است.

 این کتاب راهنما که مقدمه ای بر فنون تولید و کارگردانی تلویزیون است. این کتاب به ویژه طوری طراحی شده است که در قالبی ساده و به شکلی خلاصه ، نگاهی اجمالی به بنیانهای پایه ای تولید تلویزیون و ویدئو دارد. در این کتاب روشها و فنون مجرب و تلخیص شده ای را خواهید یافت که عامل اصلی برنامه سازی نافذ و موثر در تلویزیون به شمار می رود.

در این کتاب با اصول و شیوه های فناوری حرفه های گوناگون مرتیط با تلویزیون و خدمات آنان در راه تکامل و پرداخت نهایی برنامه های این رسانه آشنا می شوید. اگر تنها با یک دوربین کار می کنید ، یک در یک نظام چند دوربینه مشغول برنامه سازی هستید ، در این کتاب با چکیده اصول و فنون  کارآمد تولید و کارگردانی برنامه های تلویزیون آشنا خواهید شد.

با اصطلاحات برنامه سازی که در جهان متداول است در انتهای کتاب آشنا خواهید شد.

 این کتاب را با پرداخت 1800تومان می توانید خریداری نمایید.

 

 

 

         

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 9:47  توسط   | 

 

مطمئنا بارها بارها در مصاحبه ها از زبان بازیگران

 مشهور  یا  حتی  بازیگرانی  که  مثلا  با نمایش یک 

 فیلم سینمایی به شهرت رسیده اند خوانده یا شنیده اید

 که در برابر این پرسش که کار در سینما را می پسندید

یا تئاتر و یا تلویزیون ؟ با لحنی که حاکی از سخیف

دانستن مدیوم تلویزیون است می گویند : تلویزیون که

اصلا سینما حرفه ای تره و بنده سینما و تئاتر رو به

تلویزیون ترجیح میدم!

ابتدا باید عنوان کنم که قصد من از این نوشتار، کوچک

شمردن دو مدیوم تئاتر و سینما نیست که الحمدلله حداقل

در تئاتر تجربه دارم و بخوبی با صحنه آشنایم اما منظورم

از این نوشتار ، در دوره ای از تاریخ سینما و تلویزیون

یعنی دقیقا در زمان ظهور تلویزیون بسیاری از روشنفکران

که بازیگران تئاتر نیز در این طیف جای می گرفتند مقابل

پدیده جدید گارد گرفتند و آنرا ناچیز دانستند و بدون هیچ

دلیل موجهی از آن کناره گیری کردند و در میان همدوره های

خود این تفکر نادرست را اشاعه دادند.

متاسفانه از آنجا که ما ایرانیان بسیار دهان بین هستیم و

سخت در پی پذیرش امور جدید می رویم ، این رویداد و

گارد گیری ادامه یافت تا امروز که حدودا ۵۰ سال از ظهور

تلویزیون در ایران می گذرد.

در اینجا اشاره ای کوتاه به تاریخ ورود تلویزیون در ایران

خالی از لطف نیست ، تلویزیون بطور خصوصی برای شاه

۱۳۳۷ در ایران  در میدان ارک راه اندازی شد و در سال

۱۳۴۲ به طور عمومی در اختیار عوام قرار گرفت.

بگذریم، حالا پس از گذشت قریب به ۵۰ سال بازیگران

نوظهور برای (به قول خودمانی) کلاس گذاشتن از اینکه

در تلویزیون ظاهر شوند سر باز می زنند و آنرا کم

 می پندارند ، این در حالیست که برای ساختن یک فیلم

یک بازیگر حداکثر باید ۱۰۰ دقیقه راکورد حسی خود را

داشته باشد در حالیکه برای یک سریال تلویزیونی کم کم

۴۰۰ دقیقه راکورد حسی لازم است تا یک سریال یکدست

و پذیرفتنی شود.

حال با این توضیحات ، خودمانیم ، این طاقچه بالا گذاشتن

از عدم توانایی بازیگران نشأت می گیرد یا کم پنداشتن

مدیوم تلویزیون؟!!!

نکته دوم که باید متذکر شوم اینکه ، مخاطبان تلویزیون

را طیف گسترده ای از هموطنان عزیز ما تشکیل می دهند

که کمترین میزان آن یک جمعیت میلیونی است و این در

حالیست که بیشترین مخاطب یک فیلم سینمایی از مرز

۵۰۰ تا ۷۵۰ هزار نفر تجاوز نمی کند.

کلاهمان را قاضی کنیم، کدام است ،عدم توانایی بازیگران

یا سخیف و کوچک بودن تلویزیون؟

                                        س ـ خ

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 16:51  توسط   | 

به واسطه معروفیت برنامه «اپرا وینفری» و«ریکی لیک» این قالب یعنی مصاحبه همراه با حضور تماشاگر عمومی شده و گسترش یافته است. بینندگان می توانند در این نوع قالب در مورد موضوع مورد بحث، صحبت کنند البته اینان عده قلیلی از بینندگانی هستند که برنامه را تماشا می کنند و مشتاق هستند در برنامه حضور یابند و سوالات مورد علاقه خود را بپرسند
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 13:54  توسط   | 

 

امسال بیست و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب را جشن

گرفتیم و به این بهانه سیلی از سریالهای داستانی و مستند

- داستانی و فیلمهای نادیده در طول این بیست و هشت

 سال بر صفحه کوچک تلویزیون نقش بست. در این میان

گروه کودک و نوجوان هم از این قاعده مستثنی نبود.

در میان برنامه های که گروه کودک و نوجوان شبکه اول

سیما پخش کرد سریال انیمیشن (آقای شاه) ساخته سعید

ترخانی و وحید نیک گو زیباترین انیمیشنی بود که پخش

شد .این سریال هر روز ساعت حوالی ۵ عصر از شبکه

۱ پخش می شود.این سریال با گرافیک بالای تصویری و

رنگهای شارپ بی هیچ جانبداری درباره روزهای پس از

خروج شاه از ایران، به زبانی طنازانه و با شخصیتهای

کاریکاتوری  دلایل سقوط شاه را بیان می دارد.

این انیمیشن از زکاوت و جسارت سازندگانش خبر میدهد.

شما به راحتی می توانید با این سریال ارتباط برقرار کرده

و از آن لذت ببرید.

مطلب بعدی من درباره سریال (با عرض پوزش از دوستان)

آبکیه از نفس افتاده است که بالاخره پس از کش و قوسهای

بیهوده شب پیش یعنی جمعه ۲۷ بهمن به اتمام رسید و با

پایان خود شخصیت اصلی خود را نه به عنوان یک قهرمان

 ملی بلکه به عنوان مجسمه بلاهت به مخاطبانش معرفی کرد.

در قسمت آخر آرش (اشکان خطیبی ) بدون اطلاع دادن به

همسر خود از خانه می رود و در یادداشتی که برای همسر

خود می گذارد ، می نویسد که برای آزادی فرزندان آینده به

مبارزه می رود و در ادامه می بینیم که او به خانه رییس

ساواک رفته تا او را بکشد. من نمی دانم متاسفانه آنزمانها

نبوده ام اما طبق شنیده ها این اشخاص دارای محافظ برای

خود و خانه هایشان بوده اند، حال این فرد به راحتی وارد

منزل این شخص شده ، باشد اما کدام نادانی وقتی صدای فرد

دومی را می شنود که اتفاقا از شخصی که او گروگان گرفته

مهمترهم هست بیرون می آید و از شخص سوم می خواهد

به خاطر فردی که برایش هیچ ارزشی ندارد خود را تسلیم

کند!!!بعدتر هم به راحتی با همان تیمسار به خانه مستشار

آمریکایی برود و بازهم به همان راحتی با اسلحه وارد حریم

آنها بشود آنها هم متوجه اسلحه قهرمان! قصه نشوندو در

آخر برای اینکه شخصیت اصلی را قربانی نشان دهند او را

به جوخه اعدام می سپارند و صدای شلیک چند گلوله و تمام!

نمیدانم چه بنویسم که نهایت بلاهت را در قسمت  آخر مجموعه

دیدم و چقدر ناراحت شدم که به همین راحتی به شعورم

توهین شد.بگذریم ، چه توقعی از چنین سریالی می توان

داشت که اوج و گره اصلی داستانش قسمت یکی مانده به

آخر رو می شود و فردایش تمام به همین راحتی!!!!!!

از آقای قاسم جعفری که در کارنامه خود سریالهایی دارند

که واقعا جذاب بوده اند بعید است.شاید کس دیگری این

کار را (که حتی به عنوان اولین کار یک کارگردان هم

نمی توان آنرا پذیرفت) ساخته اند و بعد نام آقای جعفری

را در تیتراژ حک کرده اند.نمیدانیم!!!!!!!!!!

                                              س ـ خ

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 18:33  توسط   | 

کروماکی به تکنیکی گفته می شود که به صورت الکترونیکی، رنگ غالب پس زمینه را که اغلب اوقات آبی است را حذف می کنند و به جای ان تصاویر دلخواه خود را قرار می دهند. در این سالها از پرده آبی یا سبز در فیلم و یا  تلویزیون برای کروماکی استفاده می شود.جزییات تکنیکی آن را شما باید حتما آن را در ذهن تان لحاظ نمایید.

 

چرا از آبی استفاده می کنیم؟

 انتخاب رنگ آبی دلیل ساده ای دارد و آن این است که نوری که از پوست انسان بازتاب می شود رنگ آبی نسبتا کمی وجود دارد و در عین حال هم شما افراد زیادی را با موی آبی نمی بینید. و به دلایل تکنیکی ما از رنگ آبی در کارهایمان زیاد استفاده نمی کنیم.هر چند میزهای کارگردانی جدید قادر هستند رنگهای زیادی را حذف نمایند.

 

چه اتفاقی می افتد؟

میز کارگردانی سیگنالهایی ورودی را تجزیه وتحلیل می کند و هر کجا که احساس نماید رنگ آبی در آنجا وجود داردآن را حذف می کند و منبع تصویری دیگری (که می تواند تصویر ثابت و یا متحرک) باشد را جایگزینش می نماید.در اینجا ما درباره اینکه میز چگونه این کار را انجام می دهد نمی پردازیم.

 

خطاهای استاندارد

آشکارا باید بگوییم که درلباسهای مجری نباید رنگ پس زمینه وجود داشته باشد. مشکل واقعی هنگامی پیش می آید که سرتاسر صحنه با رنگ آبی پر شود.

در کروماکی فقط پیش زمینه دوربین ،حرکت می کند مثلا پن با زوم می شود  در حالی که پس زمینه ثابت می ماند.

 

کروماکی با استودیو مجازی چه تفاوتهایی دارد؟

استودیو مجازی هم از تکنیک کروماکی استفاده می کند اما با این تفاوت که اگر شما بر روی پیش زمینه پن یا زوم انجام دهید پس زمینه هم همراه با انجام حرکت شما، حرکت خواهد کرد.

در استودیو مجازی تکنیک مهندسی پیچیده تری نسبت به کروماکی ساده  وجود دارد. همزمانی حرکت پس زمینه با حرکت پیش زمینه، توسط کامپیوتر کنترل می شود. کامپیوتر باید بداند طول دقیق فاصله کانونی عدسی دوربینی را که پیش زمینه را تصویربرداری می نماید، همچنین آن باید موقعیت ان(دوربین) در صحنه، ارتفاع آن را هنگامی که عمل پن را انجام می دهد و با چه سرعتی آن را انجام می دهدرا بداند. سپس کامپیوتر بر اساس این اطلاعات به صورت نظری پس زمینه را بالای 30 بار در ثانیه محاسبه  می نماید.

نورپردازی ناحیه کروماکی

«مهم ترین مساله در نورپردازی ناحیه صحنه کروماکی ، یکنواختی و همگون بودن روشنایی در پس زمینه است. برای این منظور پس زمینه را با نور پس زمینه بسیار پراکنده نور می دهند.در صورت موجود بودن نواحی تیره یا نقاط گرم (تجمع ناخواسته نور در یک نقطه) روی پس زمینه آبی، تصویر الکترونیکی ایجاد شده در این نواحی رنگ می بازد، یا اصلا دیده نمی شود.

در تصویر که کروماکی بر روی انجام می شود، گاه خطوط مرزی مجری و یا... دچار لرزش شده و به رنگهای مختلف دیده می شود و یا وضوح خود را از دست می دهد.یکی از مهم ترین علل لرزش رنگها در خطوط مرزی این است که به ویژه رنگها با سایه های تیره در این نواحی به علت بازتاب نور از پس زمینه ، ته رنگ آبی می یابند و این نقاط آبی، در دوره فرآیند کروماکی ،شفاف شده و تصویر از ورای آنها دیده می شود. برای برطرف کردن آبی بودن سایه ها ،ژل های زرد یا نارنجی کم رنگ مقابل منابع نور پشت یا نور موضعی بگذارید. به این ترتیب ، نور پشت نه تنها با روشن کردن خطوط مرزی، اشیا پیش زمینه را از پس زمینه جدا می سازد ، یا رنگ زرد خود که مکمل آبی است، آبی بودن سایه ها را نیز خنثی می کند.در نتیجه خطوط مرزی پیکر مجری و یا... وضوح خود  را در دوره کروماکی حفظ می کنند.لیکن باید مواظب بود ،نور زرد به چهره ،بازوان و دستهای فردی که مقابل ناحیه کروماکی ایستاده است نتابد.

 از آنجا که در فضای باز کنترل نور آبی آسمان بسیار دشوار است، برای ایجاد کروماکی در تصویربرداری خارجی معمولا از پس زمینه سبز رنگ استفاده می کنند.»  (زتل،هربرت،1384،ص220و221)


منابع:

زتل،هربرت،راهنمای تولید برنامه های تلویزیونی، ترجمه: دکتر علی رجب زاده طهماسبی،مجید الدین طباطبایی راد، تهران، انتشارات دانشکده صدا وسیما،1384.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 13:37  توسط   | 

دو الگوی معروف برای تولید وجود دارد که عبارتند از:Cause to Effect (محتوا محور) و   Effect to Cause(مخاطب محور).نقطه آغاز هر دو الگو، ایده اولیه است، اما مسیری که تا گام آخر ،یعنی رساندن پیام برنامه به مخاطب پیموده می شود متفاوت است.

 

الگو Cause to Effect (محتوا محور) :

در این الگو متخصص محتوا ، ایده اولیه برنامه را خلق می کند و آن را به گروه تولید   می سپارد که به روال خود، از آن یک برنامه تلویزیونی تهیه کنند. پس از پایان کار تهیه برنامه ، آن را برای بینندگان هدف  Target Audience پخش می کنند.واکنش بینندگان به تماشای برنامه را اصطلاحا«تاثیر ارتباط» می نامند.سپس آرای بینندگان در مورد برنامه به متخصص محتوا و نه به عوامل تولید بازخورد می شود. مشکل این الگو است که هر چند متخصص محتوا و گروه تولید ، هر دو هدف نهایی مشترکی دارند ، هر یک مستقل کار می کند و منافع هر کدام متفاوت از دیگری است.

مشکل زیربنایی این الگو است که رسانه تلویزیون اغلب صرفا یک وسیله انتشار تصویر و صدا تلقی می شود ونه یکی از اجزای تولید برنامه ، که قادر است در محتوای برنامه و دریافت آن توسط مخاطبین موثر واقع شود.

 

الگوی Effect to Cause(مخاطب محور):

این الگو به مانند الگوی قبل، با ایده اولیه آغاز می شود، اما به جای آنکه مسیر الگو از ایده مستقیما به تولید برنامه برسد، با «اثرمطلوب» با پیام توصیف شده برنامه بر روی مخاطبین آغاز می شود. در واقع مسیر الگو مستقیما به تولید منجر نمی شود، بلکه نخست به مخاطبین و پیام برنامه و سپس تولید می پردازد. از آنجا که «اثرمطلوب» به واقع نظر مخاطبین برنامه است، آن را «پیام برنامه» نیز می گویند.بدیهی است که در این الگو ، پیام برنامه، روند تولید را هدایت می کند و نه ایده اولیه. این بدان معناست که تهیه کنندهلازم است دقیق بداند برنامه چه هدفی را دنبال می کند؟ مخاطبین برنامه چه پیامی را باید دریافت کنند؟ و مخاطبین پس از دریافت پیام چه احساسی خواهند یافت و به چه کاری اقدام خواهند کرد؟ تهیه کننده باید پیش از تصمیم گیری در مورد ملزومات برنامه( محتوا و ممتن، نیروی انسانی و تجهیزات) پاسخ این سوالات را به وضوح بداند. هر چند نظر مخاطبین به هدف اولیه برنامه نزدیکتر باشد، برنامه موفق تلقی می شود.

برتری این الگو آن است که تعریف دقیق برنامه منجر می شود تا متخصص محتوا و گروه تولید در قالب یک گروه واحد کار کنند،به این ترتیب انتخاب افراد و تجهیزات برای کار تولید هموار می ود. تلفیق متخصص محتوا و گروه تولید اختلاف نسبی بین این دو را کاهش می دهد و یا به کل از بین می بردو از اتلاف وقت و دردسرهای متعاقب این گونه اختلافات می کاهد.   

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 13:36  توسط   | 

 

 از دوستان خوبمان سرکار خانم لیلا خوانساری و دوستان

 عزیزبا نامهای مستعار کارمند و عکاسباشی به خاطر اظهار

 لطفشان صمیمانه سپاسگزاری می کنیم.در پاسخ به سئوال

دوست ارجمند جناب کارمند باید این نکته را متذکر شویم که

اطلاعاتی که بنده به صورت نقد بیان می کنم نتیجه خواندن

مقالات و کتب گوناگون در زمینه آشنایی با مدیوم تلویزیون

است و نمی توان تنها با یک کتاب یا با رجوع به یک مقاله

به این نتیجه رسید ، اما در کلاسهای درس رشته ما که

تولید سیما نام دارداساتید بزرگوار ما با اشراف به تخصصهای

ویژه تلویزیون، بسیاری مطالب را بیان می دارند که رجوع

به این مطالب در کنار مطالعات شخصی خودمان نتایجی را

که هر بار در یکی از نوشته ها برای شما عزیزان می نگاریم

 در بر دارد.

اما برای آگاهی شما عزیزان و با آگاهی به اینکه با مطالعه

کتب مربوطه حتما به نتایج حاصله شخصا خواهید رسید و

با کسب اجازه از دوست همراهم( ا -ب) چون قرار ما از

ابتدا این بود که ایشان کتب علمی را معرفی نموده و من

تنها به نقد بپردازم اما بنا بر ضرورت به معرفی چند کتاب

در زمینه نقدهای مذکور می پردازم، با امید به اینکه راهگشای

مناسبی برای شما دوستان خوب باشد.

  ۱. کتاب نما به نما ۱ و ۲ از انتشارات بنیاد سینمایی فارابی

  ۲. راهنمای بررسی تلویزیون از انتشارات سروش

فعلا مطالعه این ۳ کتاب را در کنار مطالعه نقدها و مقالات

مربوط به تلویزیون به شما پیشنهاد می کنم،مطمئنم کمک

شایانی در ارتباط با شناخت تلویزیون به شما عزیزان خواهد

کرد.ما را از نظرات خود آگاه کنید.ممنون.

                                            س ـ خ  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 14:51  توسط   | 

 

نمی دونم میدونید یا مثل برخی  مسئولان سازمان صداوسیما

از این موضوع بی اطلاعید.چی می گم؟ ببخشید گاهی عصبانیت

باعث میشه از اصل مطلب دور بشی!

امان امان امان ، بابا یکی هم پیدا نمیشه به مسئولان و 

تهیه کنندگان برنامه های نقادی تلویزیون که حالا بدبختانه

رسمم شده که برای پر کردن کنداکتور برنامه ها بعد از هر

سریال با ربط و بی ربطی یه میزگرد نقادی راه میندازن که

کاش اینکارو نمی کردن.حتما می پرسین چرا؟

همونطور که تو مطالب قبلیم گفتم ، مدیوم سینما و تلویزیون

بر عکس آن که همه فکر می کنند کاملا به هم شباهت دارند

دقیقا بالعکس دارای تفاوتهای بسیاری هستند که به این 

تفاوتها در مطلب (کادر اسکوپ کادری غلط...) نوشتم که

اگه علاقه داشتین و مخاطب پیگیر مطالب ما هستید حتما یه

نگاهی به اون مطلب بندازید.بگذریم ،متاسفانه بسیاری از 

منتقدانی که برای نقد سریالها به برنامه ها دعوت می شوند 

از سواد رسانه برخردار نیستند و تنها با اتکا به آشنایی با

نقد فیلم و سینمابه نقد سریالهای تلویزیونی می پردازند و 

این امر دقیقا ظلم بزرگی به سازندگان سریالهای تلویزیونی

است و دلیل آن عدم شناخت و احاطه بر اصول ساختاری و

محتوایی و قالب در تلویزیون است و بدبختی بزرگتر اینکه

در همه برنامه های نقادانه تلویزیون حتما آقای حاجی مشهدی

حضور دارند و جالبتر اینکه در زمان جشنواره فیلم فجر

ایشان را در مقام منتقد فیلم و سینما می بینیم.آقا یک آگاه

بیاید و برای ما روشن کند آخر ایشان بطور تخصصی منتقد

کدام حوزه و مدیوم هستند؟

سئوال مهمتر من اینست که چرا از دانش آموختگان علم

 رسانه تلویزیون که اتفاقا در دانشکده صداوسیماتحصیل

کرده یا می کنند در این امور بهره نمی گیرند،هر چه باشد

اینان مدیوم تلویزیون را به صورت تخصصی فراگرفته اند

تا در خدمت سازمان باشند.وای از زمانی که منتقد گرامی

در نقد سریال از استفاده بیش از حد از نمای کلوزآپ ایراد 

می گیرند با عدم آگاهی به اینکه شاخصه  تلویزیون نمای

بسته است و شاخصه سینما ،نمای لانگ شات.نمی دانم آیا

کسی به این امر می اندیشد که تلویزیون به همان اندازه که

سینما مهم است از اهمیت برخوردار است یا هنوز با نگاه

عصر حجری به آن نگاه کرده و آنرا کمتر از سینما می دانند.

تلویزیون عشق خدمت به مخاطب را دارد.    

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 15:34  توسط   | 

 

در حال حاضر اکثریت سریالهایی که ساخته می شوند و متاسفانه کارگردانهای

 اینگونه سریالها از سینما به تلویزیون آمده و موفق شده اند تا پروژه ای را

گرفته و آنرا بسازند ، محصول نهایی این  دسته  که  آگاهی  کامل  از  رسانه

و مدیوم تلویزیون ندارند با کادر اسکوپ به صورت دو نوار مشکی در پایین و

بالای کادر از تلویزیون نمایش داده می شود که این کار ناکارامد ترین و غلط ترین

شیوه در ارئه کادر در تلویزیون است.حتما با خود می گویید چرا؟ یا شاید بگویید

این کار که حرفه ای و زیباست ، پس  چرا نادرست است.

همانگونه که می دانیم سه مدیوم تئاتر ، سینما و تلویزیون  در برخی موارد

دارای شباهتهایی هستند اما در عمق دارای تفاوتهای فاحشی هستند که از

نوع مواجهه مخاطب با آنها نشأت می گیره.ما برای دیدن تئاتر و سینما به

مکانی که برای نمایش این دو رسانه در نظر گرفته اند با آگاهی از شرایط

حاکم بر فضای نمایش آنها حضور پیدا می کنیم.

مخاطب با حضور در سالن نمایش تئاتر در جایگاهی که برای وی در نظر

گرفته اند می نشیند و خود را آماده دیدن نمایش می کند.البته بسته به 

نوع دکور تئاتر که مثلا قابی ، نعلی ،میدانی  و ..... باشد این نوع 

نشستن تفاوت پیدا می کند اما شاخصه مهم تئاتر این است که شما با

خاموش شدن چراغهای سالن و روشن شده نورهای روی صحنه مختارید

تا هر قسمت و هر شخصیتی از تئاتر را که دوست دارید به انتخاب خودتان

ببینید ، این رویه در سینما با کمی اغماض تقریبا به همان شیوه 

است با تفاوت اینکه با خاموش شدن چراغهای سالن نمایش فیلم

تمام حواس شما معطوف به پرده می شود و چون عرض و طول پرده

سینما بسیار عریض تر از صفحه کوچک تلویزیون است به راحتی 

می توان نماهای اسکوپ و نماهای لانگ شات را دید اما شاخصه

تلویزیون بسیار متفاوت تر از سینما و تئاتر است.

اول اینکه دستگاه گیرنده تلویزیون بسته به شرایط اقتصادی 

افراد از ۱۴ تا ۲۹ اینچ(اینروزها که تلویزیونهای پلاسمای ۵۹ و

۶۳ اینچ هم مشاهده می شوند) تهیه می شود با توجه به شرایط

حاکم بر اکثر نقاط کشور خودمان تلویزیونها اکثرا ۱۴ و ۲۴ اینچ 

هستند و در ثانی از شاخصه های مهم حاکم بر تماشای تلویزیون

این است که افراد بطور مداوم پای آن نمی نشینند و در حین 

انجام امور دیگر خود به آن نگاهی می اندازند که این بدان معناست

که تمام حواس خود را معطوف به دیدن نمی کنند همان ویژگی 

تئاتر و سینما در اینجا کاملا بی ارزش است به همین خاطر 

اندازه قاب تلویزیون  ۴* ۳ در نظر گرفته شده تا بیننده به راحتی

بتواند به تصویر احاطه داشته و با آن ارتباط برقرار سازد.

حالا با تمام شرایطی که برای شما گفتم در نظر بگیرید که کادر

اسکوپ شود در بالا سمت چپ آرم شبکه ، در بالای سمت راست

یک تبلیغ و در روی همین کادر اسکوپ تبلیغات زیر نویس بروند.

در اینجاست که باید گفت چه شود؟    

                                        س ـ خ

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 12:20  توسط   | 

Coming Soon : قطعات کوتاهی هستند که پیش از آنکه یک برنامه تلویزیونی یا یک فیلم سینمایی به نمایش درآید سازندگان اثر در قطعاتی کوتاه به معرفی برنامه خود می پردازند تا علاقه مندان را جذب خود ساخته و مخاطبان بیشتری را جلب نمایند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 10:16  توسط   |